تجربه گرایی در نقاشی- خط

دکتر کاظم خراسانی
یادداشتی بر نمایشگاه محیا طلوع کیان و امیر شاهرخ فریوسفی در گالری آس 1396 
استفاده از حروف و اتصالات خوشنویسی در نقاشی از رویکردهای متداول در میان جمعی از نقاشان معاصر ایران است که غالباً با معنازدایی از خط نوشتاری و فاصله‌گیری از کارکردهای متداول آن، در قالبی انتزاعی بکارگرفته می‌شود. در حقیقت خط نوشتاری در غالب آثار نقاشی- خط با هدف ناخوانایی و بر مبنای پتانسیل های زیباشناسانه حروف و اتصالات و جلوه های فرمال آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. نقاشی – خط های محیا طلوع کیان و امیر شاهرخ فریوسفی در گالری آس نیز چنین رویکردی را پیش گرفته‌ا‌ند.
آثار طلوع کیان در این نمایشگاه شامل بوم هایی است که ابتدا توسط هنرمند به رنگ‌های گوناگون آغشته شده و سپس در لایه بعدی، حروف توسط دورگیری با رنگ بر بوم ظاهر شده‌اند. کنتراست رنگی میان رنگ های بکاررفته در زمینه که عموماً شامل طیفی از رنگ های گرم است، با رنگی که در لایه رویی مورد استفاده قرار گرفته، حروف را برجسته می‌نمایاند. استفاده از اندازه قلم‌های مختلف که برای ترسیم حروف بکاررفته به همراه بی‌نظمی و عدم تقارن در همنشینی آن‌ها بر سطح بوم، ریتم پویایی به آثار بخشیده است. نحوه پرداخت و ترکیب‌بندی این نقاشی‌ها به گونه‌ای است که حس زنانگی را تداعی می‌کنند. شیوه یکسان ساختاری در آثار نیز، صورتی تکراری و تزئینی به خود گرفته است و استفاده از قطاعی پارچه‌های رنگی که به صورت نامناسبی بر روی بوم قرار گرفته‌اند بر وجه دکوراتیو آن می افزاید.
اما آثار امیرشاهرخ‌فریوسفی بیشتر بر اساس بداهه‌نویسی حسی و عاری از پرداخت حروف شکل گرفته‌‌است. نقاشی‌های وی نیز مانند طلوع کیان در دو مرحله اجرا شده اند. وی ابتدا سطح بوم را با جسَو بافت دار کرده است، سپس فرم‌هایی را که بیشتر برگرفته از طرَه ها و ارسال های حروف در خوشنویسی‌اند بر سطح بوم نگاشته است. این فرم ها در بعضی از نقاشی‌ها، آشفته و بی هویت‌اند و تکرار آن‌ها در سطح اثر بی هدف به نظر می رسد. در این میان همنشینی نامناسب رنگ‌ها نیز از جذابیت آثار کاسته است. از آنجایی که در نقاشی های شاهرخ فر بافت ایجاد شده بر سطح بوم غالباً در جهت فرم نبوده و با آن همراستا نیست، بیشتر جدا از اثر و زائد بر آن به نظر می‌آید. همین استفاده نامناسب از بافت، بر فضاسازی و همنشینی حروف تأثیر گذارده و در نهایت ترکیب بندی کلی را دچار مشکل نموده است.
مسئله اساسی درآثار طلوع‌کیا و شاهرخ‌فر، عدم موفقیت آنان در ترکیب بندی است که در بیشتر نقاشی ها به چشم می خورد. باید توجه داشت که استفاده از خوشنویسی و حروف در نقاشی به لحاظ فرمی چه امکاناتی را پیش روی هنرمند قرار می دهد و از این امکانات در جهت انسجام ساختار اثر و ایجاد ترکیب بندی استوار بهره جست. در نهایت می توان گفت بیشترآثار ارائه شده در این نمایشگاه وجهی تجربی دارند و علیرغم تأثیرپذیری از شیوه هایی که پیشتر مورد استفاده هنرمندان نقاشی-خط قرارگرفته، نتوانسته اند ساختار یکپارچه و هویت مستقلی بیابند.