به نام خدا
نقد و نظری بر نشانه نوشته ی فیلم سینمایی محمد رسول الله
«رویکردی مبتنی بر تعامل فرم و معنا در یک نشانه نوشته فارسی»
مهر 1394

دکتر کاظم خراسانی
اگر پیگیر رویدادها و فراخوانهای طراحی گرافیک بوده باشید، حتما به خاطر دارید که طراحی نشانه نوشته برای فیلم سینمایی محمد رسول الله مدتی پس از آغاز فیلمبرداری به رقابت گذاشته شد، مهلت ارسال آثار چندین بار تمدید شد، هزاران طرح از سراسر کشور گردآوری شد، طراحان بسیاری، به خصوص جوانان جویای نام، وارد رقابت شدند، پس از سالهایی که این رقابت به طول انجامید، همهی اهل فن، به ویژه شرکت کنندگان انتظار داشتند، با نشان نوشتهای شاهکار روبهرو شوند، نشانه نوشته ای که سند تصویری درخشانی از گرافیک ایرانی در روزگار معاصر باشد. همه منتظر بودند ببینند این همای سعادت بر دوش کدام خوش اقبالی خواهد نشست؟ که خبری نشد؛ یعنی سفارش دهنده هیچ یک را نپسندید، خبر آمد که کارفرما به چند تن از صاحب قلمان و صاحب نظران در گرافیک معاصر این نشانه نوشته را سفارش داده تا از میان آنها دست به انتخاب بزند و گویا نشان نوشتاری حاضر توانسته است، بالاخره انتظار سفارش دهنده را برآورده کند. جایی که فیلم محمد رسول الله در مقام یک سند هنری معرف توانایی های سینمای ایران در آغاز قرن بیست و یک است، نشان نوشتاری این فیلم تاچه اندازه توانسته است متناسب با موضوع عمل کند، بار محتوایی آن را بردوش بکشد و ظرفیت های هنری گرافیک نوشتاری را در آغاز قرن بیست و یکم به تصویر بکشد؟ آیا این نشانه نوشته بهترین گزینه در میان بیش از هزار گزینهی موجود بوده است؟
در نظر نخستین رنگ قهوه ای نشان نوشتاری جلب توجه میکند، رنگی که سعی دارد بر دیرینگی مفهوم مورد نظر دلالت کند. پس از آن دو گردش حلزونی(آرابسک) که روبهروی هم قرار گرفته اند جلب توجه میکنند، اجزای نوشتار با دو اندازهی متفاوت از هم جدا شدهاند: محمد به عنوان تیتر اصلی (title)هستهی اصلی نوشتار را تشکیل داده و رسول الله در مقام تیترفرعی(sub title) اندگی تغییر اندازه داده و بر دوش عنوان اصلی سوار شده است، کل فرم های حاضر در نوشتار از یک وحدت بصری برخوردار است، طراح تلاش نسبتاً موفقی در ساده کردن فرمها داشته است، چنانکه میتوانیم کل عناصر بصری تشکیل دهنده این نشان نوشتاری را به این ترتیب فهرست تهیه کنیم: در عنوان اصلی (محمد) دو اسپیرال، یک خط افقی رابط بین آنها و یک ربع دایره به عنوان حرف «د». در عنوان فرعی (رسول الله) از دو فرم عمود: یک دایرهی کوچک برای «و» و سه دندانه که در «سـ» و « الله» و تشدید الله دیده میشود و دایره بزرگتر «ل» که الله درون آن جای داده شده است. تقریباً تمام نوشتار از ضخامتی یکسان برخوردار است و خمیدگیهای حاضر در ابتدا و انتهای خطها نشان از شخصیت ارگانیک نوشتار دارد. خطی سفید دورتا دور نوشتار آن را از زمینه جداکرده تا هرچه زودتر خود را در نگاه بیننده جای دهد. به نظر میرسد تکرار فرم اسپیرال که خود مظهر بینهایت و نماد یگانگی و وحدت است، قدرت و معنای حاصل از آن را خنثی کرده، از این رو این تکرار را می توان از نظر بصری تکراری ملال آور دانست. زیرای معنای مورد نظر موضوع نیر در این تکرار نسنجیده دستخوش آسیب شده است. پیچیدگیِ سه لایهای اسپیرال و تکرار آن رنگ و بویی فانتزی بدان بخشیده و خود یادآور نمونههای خوراکی این این فرم نظیر زولبیا و آبنبات چوبی شده است، تداعی این فرمها که برای تمام بینندگان آشناست، بر بستر یک رنگ گرم هیچ تناسبی با معنای مورد نظر ندارد. گویی در طراحی این نشان نوشتاری موضوع تداعی فرم ها از چشم طراح و سفارش دهنده مغفول مانده است. درازی بیش از اندازهی حرف «د» و قوس نابهنجار آن را نیز می توان از ضعفهای ساختاری حروف دانست. ضخامت یکسان نوشتار و خمیدگی های انتهای خطها حال و هوایی کودکانه به موضوع داده و از شأن و شکوهی که مخاطب مسلمان برای خاتم پیامبران در نظر دارد خبری نیست، گویی چنان که این فیلم کودکی پیامبر را روایت میکند، نشانه نوشتهی آن نیز برای کودکان طراحی شده است.
کلیت این نشان نوشتاری صورتی از یک مُهر به خود گرفت است. یک مهر بیضی شکل. این ساختار تداعی کنندهی مهری منسوب به پیامبر به خط کوفی در موزه ی ترکیه است، که دقیقاً حاوی همین متن است: «محمد رسول الله» و افسوس که همین مهر امروز نشان پرچم داعش است و اگر در زمان به گذشته بازگردیم ، درمییابیم هردو پروسه حدوداً از یک نقطهی زمانی آغاز شده اند و سعی دارند با مخاطب جهانی ارتباط برقرار کنند، یکی بازبان هنر مدعی رحمت است و دیگری با به کارگیری خشونت شمشیر در دست دارد. به نظر می رسد گزینش ساختار مهر به عنوان بستری که این نوشتار را معرفی میکند در زمانهای که داعش بزرگترین و جدیترین جریان رسانهای جهان است انتخاب سنجیدهای نبوده است، تردیدی نیست که انتخاب حاضر با مشورت اهل فن میتوانست گزینشی خردمندانه تر و هنرمندانه تری باشد. و گویا اعمال نظر سفارش دهنده و عدم توجه به زمینه-های اجتماعی و به کار نبستن تخصصهای هنری و فرهنگی ختم به پدیدار شدن اثری شده که انتظار میرفت، نبوغ گرافیک نوشتاری ایرانی را به تصویر بکشد.